آشفـته ام آشفـته بغـضي به گلـو دارم
پر شد دلم از بـاران مي نالـم و مي بارم
جايي كه عروس عشق در حجله بميرانند
بيـهوده نخنـدانم خونـها به جگـر دارم
در گوش نياويزد ، يك حلـقه ي لالايـي
بي خواب و قـرارم من ، اين قـدر نيازارم
غم با من و من با غم ، مي ماند و مي مانم
دست از سر و روي او هيهات ! كه بردارم
قربـاني راز گل صد غنـچه ي زيبـا بود
آسان نرسد دستـي ، بر پرده ي پندارم
محنت! به غزل گويي،رسوا نكن اين دل را
پرهـيـز بكن آرام از گـفتـن اسـرارم
ساده ام ساده ، تو از سادگي ام سود بجو
صاف چون جاده ، تو از سادگي ام سود بجو
كوك كن ساز بد آهنگ شرر سازت را
گوشم آماده ، تو از سادگي ام سود بجو
آنچه شرط هنر عرض ارادت دارم
شاد بي باده ، تو از سادگي ام سود بجو
پدرم جز هنر عشق ، به من ياد نداد
اي خدا داده ! تو از سادگي ام سود بجو
جان فداي هنر عشق چرا در تو نكرد
اثري ساده ؟ تو از سادگي ام سود بجو
داغ آزردگي رنج به پيشاني من
از غم آزاده! تو از سادگي ام سود بجو
نروم آخر راهي كه در آن پايم رفت
"محنت" افتاده ، تو از سادگي ام سود بجو
عطسـه آمد نازنينم صبر كـن حالا نرو
حكمت عشق است انگاري تو بي پروا نرو
روزهاي با تو بودن صد دريغا زود رفت!
سايـه ام ، از من نمي مانـد اثر بر جا نرو
بي تو بر لب صد غزل آواره خواهد شد، بيا
لا اقل آرام جانـم ، امشـب و فـردا نرو
برگ ريزان مي شود طاقت اگر تنـها شوم
نـو بـهـار خـرم فصـل خزان باز آ نرو
با من و مـاه و ستاره رازداري جز تو كو؟
بغض مي گيرد گلو ي آسمـان بي ما نرو
بوي غربـت مي دهد جايي كه پيشـم يـار نيست
آشنا تر از خودم ،" محنت " بگو حالا نرو
پرنده لانه كرده روي شانه ام
ببين مرام عشق خالصانه ام
اگرچه سر به نوحه مي دهد دلم
ولی به گوش عاشقان ترانه ام
به جان پاك عشق مي خورم قسم
كه سينه سينه مي رود فسانه ام
چه سخت مي رسد به صبح آن شبي
كه عشق سر نمي كشد ، به خانه ام
دلش خدا كند به عشق آشنا
كسي كه مي كشد كبوترانه ام
چه خوش سرود محنت از دوام عشق
غزال شعرهاي عاشقانه ام
بيا مجموعه ي خاطر ، پريشانم پريشانم
چو سایه چون نباشی تو نمي مانم نمي مانم
نه هستم من نه نابودم وجود بي وجودم من
طلوعي كن به دشت دل ، برويانم برويانم
گمم در خود غريبم من چه كس جويد مرا جز تو
بيا اينجا بكش دستي به دامانم به دامانم
غريق تشنه ي عشقم به گوش كس نخواهد رفت
دو صد فرياد خاموشم بگردانم بگردانم
زمان بي وقفه و سركش به دنبالش كشد ما را
كجايي عشق و آزادي به زندانم به زندانم
نه امروزم دلي خوش بودازاين آشفتگي محنت
نه دل دارم كه فردا كس بخندانم بخندانم