|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
عشق را
هراسان تر از دیروز
گریستم
چونان که دل را
آواره می کند
برگهای خیس پاییز چشم تو !!!
حیفست که تو کام نگیری ز سفر
کز حسرت ایام جوانی ، فردا
دستی به عصاداری و دستی به کمر
دوست
نوروز ترا خجسته بادا ای دوست
گل دست تو دسته دسته بادا ای دوست
روز تو دل انگیز و شبت مهتابی
بدخواه تو دل شکسته بادا ای دوست
نگاه
در تعزيه خواني نگاهت اي دوست
دل از غم و اندوه سياهست سياه
|
|