|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
"تقديم به همسر عزيزم كه واژه ها در قدرداني از او كم مي آورند"
صد ترانه صد غزل خفته در آن چشمان تو
جسم و روح من رها ، مشتاق در زندان تو
آسمان را كه نهايت نيست وسعت ، چشم تو
آب درياها ، همه از گريه ي مستان تو
راه بر من باز كن ، در سرسراي قلب خويش
بر من و دل آشكارا ، خوبي پنهان تو
بسته دل با تو چنان عهدي ، كه مي داني درست
تا به تن جان هست ، مي مانم سر پيمان تو
همنشين روزهاي سخت من ، اشك تو بود
تا نفس افتان و خيزان ، من بلا گردان تو
موج درياي نگاهي ، دل به گردابي سپرد
وه! چه شيرينست" محنت " جان كند قربان تو
|
|