|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
دل كوچك پرنده ،
چه بزرگه چه بزرگه
تو هواي مهربوني
نشكن با زهر حرفات
بال پرواز قشنگش.
****
نوربازيگوش مهتاب
مي پاشه رو سينه ي شب
قطره قطره قطره قطره
با نگاه گرم احساس
پشت خميازه ي ابرا
باز كن پنجره ها را
***
دل من اسير عشقه،
توي اين دوره ي سنگي
چشام آبستن بارون
دلم آشفته ي امروز
***
آسمون چتر قشنگه
رو سر هق هق بارون،
تو شباي سرد عاشق
خالي از ستاره و نور
***
دل كوچك پرنده ،
چه بزرگه چه بزرگه
تو هواي مهربوني
نشكن با زهر حرفات
بال پرواز قشنگش.

اينجا ،هميشه غروب است وآسمان دلگير
با ابر وباد و شب و گريه،بغض ما درگير
اينجا ، غبار گرفته است ،پنجره ي عشق
بيداد ، بسته به بال پرند گان ، زنجير
اينجا شكستن دل را، تلنگري كافي است
ساده اما نتواني كني ، دلي تسخير
اينجا ، در آب گل آلود ، ماه پيدا نيست
شايد نشسته لبش ، در قلاب ماهيگير
اينجا ستاره اسيراست ، در دهان ابر
تا باز خورشيد عشق،كي كشد شمشير؟
اينجا، به آب ريا و نجس ، وضو گيرند
اين منجي عالم ، تا به كي كند تاخير؟
اينجا غريب ترازعشق،واژه اي،"محنت"
هديه به دفتر شعرت ، نمي كند ، تقدير

|
|