تبليغاتX
دل نوشته های آفتابی
 
دل نوشته های آفتابی
 
 
مجموعه اشعار
 

 

 

دل كوچك پرنده ،

چه بزرگه چه بزرگه

تو هواي مهربوني

نشكن با زهر حرفات

بال پرواز قشنگش.

****

نوربازيگوش مهتاب

مي پاشه رو سينه ي شب

قطره قطره قطره قطره

با نگاه گرم احساس

پشت خميازه ي ابرا

باز كن پنجره ها را

***

دل من اسير عشقه،

توي اين دوره ي سنگي

چشام آبستن بارون

دلم آشفته ي امروز

***

آسمون چتر قشنگه

رو سر هق هق بارون،

تو شباي سرد عاشق

خالي از ستاره و نور

***

دل كوچك پرنده ،

چه بزرگه چه بزرگه

تو هواي مهربوني

نشكن با زهر حرفات

بال پرواز قشنگش.

 

  نظر یادت نره!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت   توسط علی خدادادی کریموند  | 

اينجا ،هميشه غروب است وآسمان دلگير

با ابر وباد و شب و گريه،بغض ما  درگير

 

اينجا ، غبار گرفته است ،پنجره ي  عشق

بيداد ، بسته   به   بال   پرند گان ، زنجير

 

اينجا  شكستن  دل را، تلنگري كافي است

ساده  اما   نتواني   كني  ،  دلي  تسخير

 

اينجا ، در آب گل آلود  ،  ماه  پيدا  نيست

شايد   نشسته   لبش ، در  قلاب  ماهيگير

 

اينجا   ستاره   اسيراست ، در  دهان  ابر

تا  باز خورشيد  عشق،كي كشد  شمشير؟

 

اينجا، به  آب  ريا  و نجس ، وضو  گيرند

اين منجي  عالم ، تا  به  كي  كند   تاخير؟

 

اينجا غريب ترازعشق،واژه اي،"محنت"

هديه  به دفتر شعرت ، نمي كند ، تقدير

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت   توسط علی خدادادی کریموند  | 
 
  بالا