|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
سرخ تر از سرخ تويي،زرد تر از زرد منم
داغ تر از كوره تويي،يخ زده و سرد منم
تيرگي ماه منم ، اصل خود ماه تويي
رهروچون باد تويي،در پي ات آن گرد منم
از رمق افتاده منم ، كشته ي بيداد منم
من نه همينم كه منم ،عشق چنين كرد، منم
رفته ي از دست منم ، ماني و ماننده تويي
مرهم اين زخم تويي ، زخمي آورد منم
بغض دل ابر منم ، قطره ي دريات منم
در تب و در تاب منم ، عاشق شبگرد منم
موجم و دريام تويي ، جسم منم روح تويي
فارغ از انديشه تويي ، جان غم و درد منم
عاقل و فرزانه تويي ، محنت ديوانه منم
قصه و افسانه تويي ، شاعر دلسرد منم
بس مكرر وعده دادي،كه كني برمن گذر
ساده،چشم دل!كه شد بيهوده،فرش رهگذر
در فضاي سينه ات، گم گشته ، ياد بي كسم
آه ! هرگز، هيچ خاشاكي ، نگردد در به در
تا نرفته از كمان زندگي ، تك تير عمر
يادي از ياري بكن ، با يك نگاه مختصر
تا مجالي هست ، آزادم كن از زندان رنج
پيش از آنكه خاك گردد ، استخوانم بي خبر
آنچه بعد از توومن،تا هست مي ماند به جا
مهرباني ها وخوبي ها ست ، از يادت مبر!
ختم كن محنت به شعردلكش سعدي كه گفت:
"آخر اي آرام جان ، در ما نظر كن يك نظر"
|
|