|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
بيا مجموعه ي خاطر ، پريشانم پريشانم
چو سایه چون نباشی تو نمي مانم نمي مانم
نه هستم من نه نابودم وجود بي وجودم من
طلوعي كن به دشت دل ، برويانم برويانم
گمم در خود غريبم من چه كس جويد مرا جز تو
بيا اينجا بكش دستي به دامانم به دامانم
غريق تشنه ي عشقم به گوش كس نخواهد رفت
دو صد فرياد خاموشم بگردانم بگردانم
زمان بي وقفه و سركش به دنبالش كشد ما را
كجايي عشق و آزادي به زندانم به زندانم
نه امروزم دلي خوش بودازاين آشفتگي محنت
نه دل دارم كه فردا كس بخندانم بخندانم
|
|