|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
چرا گفـتي تو از بشكـفتن گل درخـزانم
كه از چشمم گريزد خواب شيرين ناگهانم
ندانسـتم كه شير دل بيـفـتد با نگـاهي
و گرنه كي بدادم دسـت اهريمـن عنـانم
نگارا كجايي؟ دلم تنگ توست
لبم را ترنم به آهنگ توست
غرور و تو بيگانه بادا ز هم
تو الگوی وفایی قه ق قه قه
علافم کرده ای تو ، چند ماهیست
امید نا امیدی به ب به به
به شرک آلوده و نامه سیاهیم
چراغ راه ما رخساره ی تست
بر افروزش که ماگمکرده راهیم
|
|