|
دل نوشته های آفتابی
|
||
|
مجموعه اشعار |
براي او كه همواره تقويم زندگي ام را بهاري مي كند
بهار مني تو
به هر فصل سردم
وزد تا نگاهت
شود دل شكوفا
اميد مني تو
به شعر و غزلهام
به گاه رسيدن
به فرداي فردا
كلام مني تو
به تنهايي من
به تاريكي شب
به تلخي غمها
صداي مني تو
به ماهور و دشتي
به آواز باران
به فرياد شيدا
پناه مني تو
در اين بي پناهي
به دادم برس تو
بگردان بلا را
تمام مني تو
در آيينه ي دل
تو در من هويدا
منم در تو پيدا
وقتي كنارم نيستي
دل بيقرار جاته
آخه تموم هستيم
يه جا توي چشاته
وقتي رهام مي كني
تو دشت بي ستاره
از آسمون چشمام
خدا دريا مي باره
وقتي كنارم نيستي
دل بيقرار جاته
آخه تموم هستيم
يه جا توي چشاته
وقتي مي ياي مي دونم
دلم بهاري ميشه
توي تموم رگهام
زندگي جاري ميشه
مث نفس كشيدن
پيشم بمون هميشه
تو گلدون زندگي
تو ساقه اي من ريشه
وقتي كنارم نيستي
دل بيقرار جاته
آخه تموم هستيم
يه جا توي چشاته
دل كوچك پرنده ،
چه بزرگه چه بزرگه
تو هواي مهربوني
نشكن با زهر حرفات
بال پرواز قشنگش.
****
نوربازيگوش مهتاب
مي پاشه رو سينه ي شب
قطره قطره قطره قطره
با نگاه گرم احساس
پشت خميازه ي ابرا
باز كن پنجره ها را
***
دل من اسير عشقه،
توي اين دوره ي سنگي
چشام آبستن بارون
دلم آشفته ي امروز
***
آسمون چتر قشنگه
رو سر هق هق بارون،
تو شباي سرد عاشق
خالي از ستاره و نور
***
دل كوچك پرنده ،
چه بزرگه چه بزرگه
تو هواي مهربوني
نشكن با زهر حرفات
بال پرواز قشنگش.

|
|